فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی‌ضرر

harmlos صفت

صفت

  • بی‌ضرربی ضَرَر(harmless)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی آسیبتأییدنشده

دستور زبانِ harmlos

صفت

تلفظ
[ˈhaʁmloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • harmloserصفت تفضیلی
  • am harmlosestenصفت عالی
  • harmloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • harmlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • harmlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • harmlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • harmloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • harmloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • harmloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • harmloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • harmlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • harmlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • harmlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • harmlosererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • harmlosereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • harmloseresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • harmlosereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • harmlosererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • harmlosererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • harmloseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • harmlosererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • harmloseremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • harmloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • harmlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • harmloseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • harmlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • harmlosereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • harmloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • harmlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • harmloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • harmlosererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • harmlosereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • harmloseresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • harmloserenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • harmloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • harmlosereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • harmloseresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • harmloserenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • harmlosesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • harmlosesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • harmlosesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • harmlosestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • harmlosestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

etwas als harmlos darstellen

چیزی را بی اهمیت جلوه دادن

منابع و ارجاع‌ها