رفتن به محتوادمبیل زدن
تأییدنشده
hanteln فعل
فعل
- دمبیل زدندُمبیل زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ hanteln
فعل
- تلفظ
- [ˈhantl̩n]
همهٔ صورتها
- gehanteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hantelndمعلوم، participle، حال
- gehanteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hantleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hantelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hanteleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hanteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hantleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hantelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hanteleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hanteleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hantleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hantelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hantelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hantlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hanteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hanteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hantleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hanteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hanteltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hantletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hantelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hantelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hanteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hanteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hantelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hantelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hanteltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hanteltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hanteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hanteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hanteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hanteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها