فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دمبیل زدن

تأییدنشده

hanteln فعل

فعل

  • دمبیل زدندُمبیل زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ hanteln

فعل

تلفظ
[ˈhantl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gehanteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hantelndمعلوم، participle، حال
  • gehanteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hantleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hantelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hanteleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hanteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hantleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hantelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hanteleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hanteleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hantleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hantelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hantelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hantlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hanteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hanteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hantleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hanteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hanteltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hantletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hantelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hantelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hanteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hanteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hantelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hantelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hanteltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hanteltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hanteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hanteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hanteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hanteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها