رفتن به محتواآرامیدن
تأییدنشده
haltmachen فعل
فعل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- استراحت کردنesterâhat kardanاِستِراحَت کَردَن[ʔes.t̪ʰe.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ haltmachen
فعل
- تلفظ
- [ˈhaltˌmaxn̩]
همهٔ صورتها
- haltgemachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- haltzumachenمعلوم، extended، مصدر
- haltmachendمعلوم، participle، حال
- haltgemachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- mach haltمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- mache haltمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- macht haltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- mache haltمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- mache haltمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- haltmacheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- haltmacheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- machst haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- machest haltمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- haltmachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- haltmachestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- macht haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- mache haltمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- haltmachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- haltmacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- machen haltمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- machen haltمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- macht haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- machet haltمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- haltmachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- haltmachetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- machen haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- machen haltمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- machte haltمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- machte haltمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- haltmachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- haltmachteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- machtest haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- machtest haltمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- haltmachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- haltmachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- machte haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- machte haltمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- haltmachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- haltmachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- machten haltمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- machten haltمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- haltmachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- haltmachtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- machtet haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- machtet haltمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- haltmachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- haltmachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- machten haltمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- machten haltمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- haltmachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- haltmachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها