فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نصف کردن

تأییدنشده

halbieren فعل

فعل

  • نصف کردننِصف کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دو نیم کردندو نیم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ halbieren

فعل

تلفظ
[halˈbiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • halbiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • halbierendمعلوم، participle، حال
  • halbiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • halbierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • halbiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • halbiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • halbiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • halbiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • halbierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • halbierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • halbiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • halbiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • halbiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • halbieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • halbierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • halbierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • halbiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • halbiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • halbierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • halbierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • halbiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • halbiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • halbiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • halbiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • halbiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • halbiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • halbiertparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها