فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آویزان کردن

âvizân kardan[ʔɒː.viː.zɒːn kʰʲæɹ.d̪æn]

haken فعل

فعل

  • آویزان کردنâvizân kardanآویزان کَردَن[ʔɒː.viː.zɒːn kʰʲæɹ.d̪æn](to attach a hook to)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به قلاب انداختن(to catch with a hook)تأییدنشده

دستور زبانِ haken

فعل

تلفظ
[ˈhaːkn̩], [ˈhaːkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehaktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hakendمعلوم، participle، حال
  • gehaktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • hakمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hakeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hakeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • hakeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hakstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hakestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • haktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hakeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • haktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • haketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hakteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hakteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • haktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • haktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hakteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hakteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • haktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • haktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • haktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • haktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • haktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • haktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها