خرد کردن
تأییدنشده
xord kardan[xóɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]
hacken فعل
فعل
- خرد کردنxord kardanخُرد کَردَن[xóɹd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn](to chop fine)(to cut into pieces)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نفوذ کردننفوذ کَردَن(to gain illegal access to a computer network)تأییدنشده
- هک کردن(to gain illegal access to a computer network)تأییدنشده
دستور زبانِ hacken
فعل
- تلفظ
- [ˈhakn̩], [ˈhɛkn̩]
همهٔ صورتها
- gehacktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- hackendمعلوم، participle، حال
- gehacktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- hackمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hackeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hacktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hacketمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hackeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- hackeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hackstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hackestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- hackestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- hacktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hacketمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- hackeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hacktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hacketمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- hacketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- hackteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hackteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hacktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hacktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hackteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hackteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hacktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- hacktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hacktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hacktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hacktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- hacktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها