فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

داشتن

dâštan[d̪ɒːʃ.t̪ʰǽn]

haben فعل

فعل

  • داشتنdâštanداشتَن[d̪ɒːʃ.t̪ʰǽn](1. to possess)(Hilfsverb zur Bildung zusammengesetzter Tempora)

دستور زبانِ haben

فعل

تلفظ
[ˈhaːbn̩], [ˈhaːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehabtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • habenمعلوم، مصدر، حال
  • habendمعلوم، participle، حال
  • gehabtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • habمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • habeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • habtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • habeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • habeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hastمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • habestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hatمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • habeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • habenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • habenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • habtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • habetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • habenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • habenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hatteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hätteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hattestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hättestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hatteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hätteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hattenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hättenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hattetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hättetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hattenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hättenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mut hast du, wenigstens glaubst du ihn zu haben. Versuchs doch!

شهامت داشته باش، حداقل باور به داشتنش داشته باش. تلاش کن!

Demokratie heißt die Wahl haben. Diktatur heißt vor die Wahl gestellt sein.

دموکراسی یعنی انتخاب داشتن. دیکتاتوری یعنی مواجه شدن با انتخاب.

Haben und nicht geben ist manchmal schlimmer als stehlen.

گاهی داشتن و ندادن بدتر از دزدیدن است.

Reich sein heißt nicht Geld haben, sondern Geld ausgeben.

ثروتمند بودن پول داشتن نیست، بلکه پول خرج کردن است.

Um Erfolg zu haben, brauchst du nur eine einzige Chance!

برای داشتن موفقیت، تو فقط به یک تک شانس نیاز داری!

Lerne Geduld haben mit fremden Fehlern; denn siehe, du hast auch viel an dir, was andere tragen müssen.

شکیبایی داشتن در مواجهه با خطاهای دیگران را یاد بگیر؛ آنگاه می‌بینی که تو هم بسیاری از آنها در خود داری که دیگران باید تحمل کنند.

Reich sein heißt nicht, Geld zu haben, sondern Geld auszugeben.

ثروتمند بودن پول داشتن نیست، بلکه پول خرج کردن است.

Zeit hat man nicht, Zeit muss man sich nehmen!

زمان داشتنی نیست، زمان بدست آوردنی است!

Die gleiche Sprache zu haben, bedeutet nicht, dieselbe Meinung zu haben.

زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.

Charakter haben ist die Unfähigkeit, anders zu sein.

شخصیت داشتن عدم قابلیت دیگری بودن است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1880510), cojiluc (fa #12165024), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2682362), cojiluc (fa #12059119), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1891405), cojiluc (fa #6973029), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2278669), cojiluc (fa #9932883), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #7146097), cojiluc (fa #12729527), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #10631897), cojiluc (fa #12681718), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #9505656), cojiluc (fa #9932883), tatoeba.org
  8. ۸: MUIRIEL (de #858704), cojiluc (fa #7575393), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1074416), cojiluc (fa #6975408), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #10910087), cojiluc (fa #12931282), tatoeba.org
منابع و مجوزها