فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بغ بغو کردن

تأییدنشده

gurren فعل

فعل

  • بغ بغو کردنبُغ بُغو کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ gurren

فعل

تلفظ
[ˈɡʊʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gegurrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gurrendمعلوم، participle، حال
  • gegurrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gurrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gurreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gurrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gurreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gurreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gurrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gurrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gurrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gurreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gurrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gurretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gurrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gurrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gurrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gurrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gurrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gurrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gurrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gurrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gurrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gurrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gurrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gurrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها