فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرخر کردن

تأییدنشده

grunzen فعل

فعل

  • خرخر کردنخُرخُر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خرناس کشیدنخَرناس کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ grunzen

فعل

تلفظ
[ˈɡʁʊnt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegrunztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • grunzendمعلوم، participle، حال
  • gegrunztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • grunzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grunzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grunztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grunzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • grunzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grunztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grunzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grunztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • grunzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • grunztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grunzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • grunzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • grunzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grunztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • grunztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grunzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • grunzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • grunztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • grunztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • grunztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • grunztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grunztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • grunztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها