فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دلخور شدن

تأییدنشده

grollen فعل

فعل

  • دلخور شدن(to feel resentment)تأییدنشده

دستور زبانِ grollen

فعل

تلفظ
[ˈɡʁɔlən]
همهٔ صورت‌ها
  • gegrolltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • grollendمعلوم، participle، حال
  • gegrolltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • grollمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grolleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grolltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grolleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • grolleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grollstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grollestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grolltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • grolleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • grolltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grolletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • grollteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • grollteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grolltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • grolltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grollteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • grollteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • grolltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • grolltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • grolltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • grolltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grolltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • grolltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها