فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دانه های درشت

تأییدنشده

grobkörnig
صفت تفضیلی:
grobkörniger
صفت عالی:
am grobkörnigsten
صفت

صفت

  • دانه های درشتدانه هایِ دُرُشتتأییدنشده

دستور زبانِ grobkörnig

صفت

تلفظ
[ˈɡʁoːpˌkœʁnɪç], [ˈɡʁoːpˌkœʁnɪk], [ˈɡʁɔpˌkœʁnɪç], [ˈɡʁɔpˌkœʁnɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • grobkörnigصفت مطلق
  • grobkörnigerصفت تفضیلی
  • am grobkörnigstenصفت عالی
  • grobkörnigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • grobkörnigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • grobkörnigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • grobkörnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • grobkörnigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • grobkörnigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • grobkörnigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • grobkörnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • grobkörnigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • grobkörnigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • grobkörnigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • grobkörnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • grobkörnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • grobkörnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • grobkörnigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • grobkörnigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • grobkörnigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • grobkörnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • grobkörnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • grobkörnigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • grobkörnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • grobkörnigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • grobkörnigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • grobkörnigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • grobkörnigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

    منابع و مجوزها