فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نیم خنده زدن

تأییدنشده

grinsen فعل

فعل

  • نیم خنده زدننیم خَنده زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پوز خند زدنپوز خَند زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ grinsen

فعل

تلفظ
[ˈɡʁɪnzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegrinstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • grinsendمعلوم، participle، حال
  • gegrinstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • grinsمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grinseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grinstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grinseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • grinseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grinstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grinsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • grinstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • grinseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • grinstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grinsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • grinsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • grinsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grinstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • grinstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grinsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • grinsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • grinstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • grinstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • grinstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • grinstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grinstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • grinstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er fängt an, zu grinsen

نیشش را به خنده باز میکند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها