رفتن به محتواکباب کردن
تأییدنشده
grillieren فعل
فعل
- کباب کردنکَباب کَردَن((im Freien zumeist in geselliger Runde) etwas bei offener Hitze auf dem Rost garen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گریل کردن(to cook food on a grill)سوئیسیتأییدنشده
دستور زبانِ grillieren
فعل
- تلفظ
- [ɡʁɪˈliːʁən], [ɡʁiˈjiːʁən]
همهٔ صورتها
- grilliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- grillierendمعلوم، participle، حال
- grilliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- grillierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- grilliereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- grilliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- grilliereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- grilliereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- grillierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- grillierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- grilliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- grilliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- grilliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- grillieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- grillierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- grillierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- grilliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- grilliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- grillierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- grillierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- grilliertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- grilliertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- grilliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- grilliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- grilliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- grilliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها