فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در دسترس

تأییدنشده

griffbereit صفت

صفت

  • در دسترسدر دَسترِس(within reach)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دم دست(within reach)محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ griffbereit

صفت

تلفظ
[ˈɡʁɪfbəˌʁaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • griffbereiterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereitesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • griffbereitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • griffbereitemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereitemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • griffbereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereitesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • griffbereiteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • griffbereiteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereiteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereiteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • griffbereitenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • griffbereiterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereiteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • griffbereitenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • griffbereitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • griffbereitenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

die Teekanne stand immer griffbereit

همواره قوری براه بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها