فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کندن

kandan[kʰʲæn̪.d̪ǽn]

graben فعل

فعل

  • کندنkandanکَندَن[kʰʲæn̪.d̪ǽn](to move hard-packed earth out of the way)(to dig in the ground)(dig)
  • حفر کردنhafr kardanحَفر کَردَن[hæfɹ kʰʲæɹ.d̪æn](dig)

دستور زبانِ graben

فعل

تلفظ
[ˈɡʁaːbn̩], [ˈɡʁaːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegrabenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • grabendمعلوم، participle، حال
  • gegrabenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • grabمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grabeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • grabeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gräbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • grabestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gräbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • grabeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • grabtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • grabetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • grubمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • grübeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • grübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • grubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • grübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • grubenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • grübenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • grubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • grübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • grubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • grübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer auf Rache aus ist, grabe zwei Gräber.

کسی که به دنبال انتقام است، دو گور می‌کند.

Statt dem Feind eine Grube zu graben, bau dem Freund ein Haus.

به جای کندن چاله برای دشمن، برای دوست خانه بساز.

Wir graben den Schacht von Babel.

ما چاههای بابل را می‌کنیم.

Wenn du dich in einer Grube befindest, hör auf zu graben.

اگر خود را در چاه یافتی آن را عمیقتر نکن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

jem. eine Grube graben

قبائی برای کسی دوختن

Er hat mit dem Spaten ein Loch gegraben.

او با استفاده از بیل یک چاه کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wer anderen einen Grube gräbt, fällt selbst hinein

هر که حفره بکند در آن خواهد افتاد

Gruben, in die kein Licht scheint

مغاکی که نوری بر آنها نمی تابد

Gruben, in die kein Licht fällt

مغاکی که نوری بر آنها نمی تابد

sie graben und forschen

آنها کند و کاو میکنند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1336071), cojiluc (fa #8424677), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5369163), cojiluc (fa #10743311), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2503433), cojiluc (fa #12165011), tatoeba.org
  4. ۴: Adelpa (de #4361278), cojiluc (fa #7525269), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: slomox (de #810484), cojiluc (fa #8116961), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها