فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیره شدن

تأییدنشده

glotzen فعل

فعل

  • خیره شدنخِیره شُدَن(starr blicken, geistesabwesend mit weit offenen Augen vor sich hinsehen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زل زدنzol zadanزُل زَدَن[zól̥ zæ.d̪æn](starr blicken, geistesabwesend mit weit offenen Augen vor sich hinsehen)تأییدنشده

دستور زبانِ glotzen

فعل

تلفظ
[ˈɡlɔt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geglotztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • glotzendمعلوم، participle، حال
  • geglotztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • glotzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glotzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glotztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • glotzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • glotzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • glotztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glotzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • glotztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • glotzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • glotztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • glotzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • glotzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • glotzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glotztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glotztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glotzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • glotzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • glotztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • glotztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • glotztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • glotztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • glotztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • glotztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها