رفتن به محتواخیره شدن
تأییدنشده
glotzen فعل
فعل
- خیره شدنخِیره شُدَن(starr blicken, geistesabwesend mit weit offenen Augen vor sich hinsehen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زل زدنzol zadanزُل زَدَن[zól̥ zæ.d̪æn](starr blicken, geistesabwesend mit weit offenen Augen vor sich hinsehen)تأییدنشده
دستور زبانِ glotzen
فعل
- تلفظ
- [ˈɡlɔt͡sn̩]
همهٔ صورتها
- geglotztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- glotzendمعلوم، participle، حال
- geglotztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- glotzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- glotzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- glotztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- glotzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- glotzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- glotztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- glotzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- glotztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- glotzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- glotztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- glotzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- glotzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- glotzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- glotztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- glotztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- glotzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- glotzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- glotztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- glotztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- glotztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- glotztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- glotztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- glotztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها