فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقسیم کردن

تأییدنشده

taqsim kardan

gliedern فعل

فعل

  • تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دسته بندی کردندَسته بَندی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ gliedern

فعل

تلفظ
[ˈɡliːdɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gegliedertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gliederndمعلوم، participle، حال
  • gegliedertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gliederمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gliedereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gliedreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gliedertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gliederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gliedereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gliedreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gliedereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gliedreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gliederstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gliederstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gliedertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gliedereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gliedreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gliedertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gliedertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gliederteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gliederteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gliedertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gliedertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gliederteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gliederteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gliedertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gliedertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gliedertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gliedertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gliedertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gliedertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها