رفتن به محتواتقسیم کردن
تأییدنشده
taqsim kardan
gliedern فعل
فعل
- تقسیم کردنtaqsim kardanتَقسیم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دسته بندی کردندَسته بَندی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ gliedern
فعل
- تلفظ
- [ˈɡliːdɐn]
همهٔ صورتها
- gegliedertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- gliederndمعلوم، participle، حال
- gegliedertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- gliederمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gliedereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gliedreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gliedertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gliederمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- gliedereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- gliedreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- gliedereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gliedreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gliederstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- gliederstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gliedertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- gliedereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gliedreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gliedertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- gliedertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- gliederteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gliederteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gliedertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gliedertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gliederteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gliederteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gliedertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- gliedertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- gliedertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gliedertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- gliedertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gliedertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها