فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سریدن

تأییدنشده

soridan

gleiten فعل

فعل

  • سریدنsoridanسُریدَن(to cause to move in continuous contact with a surface)(to move in continuous contact with a surface)تأییدنشده

دستور زبانِ gleiten

فعل

تلفظ
[ˈɡlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geglittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gleitendمعلوم، participle، حال
  • geglittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gleitمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleiteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleitetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • glittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • glitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • glitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • glittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • glittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • glittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • glittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • glittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • glittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

auf die Schulter gleiten lassen

چیزی را رو شانه سراندن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها