فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شباهت داشتن

تأییدنشده

šabâhat dâštan

gleichen فعل

فعل

  • شباهت داشتنšabâhat dâštanشَباهَت داشتَن(to be like or similar to something else)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مانستنmânestan[mɒː.nes.t̪ʰæn](to be like or similar to something else)تأییدنشده

دستور زبانِ gleichen

فعل

تلفظ
[ˈɡlaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geglichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gleichendمعلوم، participle، حال
  • geglichenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gleichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gleicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gleichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gleichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gleichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gleicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gleichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gleichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • glichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • glicheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glichstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glichestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glichمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • glicheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • glichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • glichenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • glichtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • glichetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • glichenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • glichenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Geld gleicht dem Seewasser. Je mehr davon getrunken wird, desto durstiger wird man.

پول مانند آب دریاست. هر چه آدم بیشتر از آن می‌نوشد، بیشتر تشنه می‌شود.

Die zwei Brüder gleichen einander wie zwei Erbsen.

این دو برادر مانند دو نصفهٔ سیب شبیه هم هستند.

Wir brauchen gleichen Lohn für gleiche Arbeit.

ما برای کار یکسان، دستمزد یکسان می‌خواهیم.

Wenn es ums Geld geht, hat jeder die gleiche Religion.

وقتی بحث سر پول است، همه دین یکسانی پیدا می‌کنند.

Diese beiden Hemden sind aus dem gleichen Stoff gemacht.

این پیراهن‌ها هر دو از مادهٔ یکسانی ساخته شده‌اند.

Der Pfad in die Höhe ist der gleiche, der in die Tiefe führt.

مسیری که به بالا می‌رود همان است که به عمق می‌رود.

Die Adresse ist die gleiche, nur die Telefonnummer hat sich geändert.

نشانی همان است، فقط شماره تلفن تغییر کرده است.

Richter sollen zwei gleiche Ohren haben.

قضات باید دو گوش یکسان داشته باشند.

Die gleiche Sprache zu haben, bedeutet nicht, dieselbe Meinung zu haben.

زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.

Zögen alle am gleichen Strang, würde die Welt kentern.

اگر همه رهسپار یک ساحل شوند، دنیا واژگون خواهد شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #8137277), cojiluc (fa #13140087), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1254709), cojiluc (fa #10738104), tatoeba.org
  3. ۳: GuidoW (de #8302107), cojiluc (fa #10214475), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #7991417), cojiluc (fa #13119850), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1509077), cojiluc (fa #6973437), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1862700), cojiluc (fa #7677676), tatoeba.org
  7. ۷: GaryGaryGary (de #9733139), cojiluc (fa #9860007), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2168415), cojiluc (fa #7241250), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1074416), cojiluc (fa #6975408), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1384856), cojiluc (fa #11768104), tatoeba.org
منابع و مجوزها