فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به التهاب در آوردن

تأییدنشده

glühen فعل

فعل

  • به التهاب در آوردنبه اِلتِهاب دَر آوَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرخ کردنسُرخ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ glühen

فعل

تلفظ
[ˈɡlyːən]
همهٔ صورت‌ها
  • glühetوجه امری، جمع
  • geglühtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • glühenمعلوم، مصدر، حال
  • glühendمعلوم، participle، حال
  • geglühtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • glühمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glüheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glühtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • glüheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • glüheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • glühstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • glühestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • glühtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • glüheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • glühenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • glühenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • glühtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • glühetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • glühenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • glühenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • glühteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • glühteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glühtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • glühtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • glühteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • glühteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • glühtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • glühtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • glühtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • glühtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • glühtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • glühtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها