رفتن به محتوابه التهاب در آوردن
تأییدنشده
glühen فعل
فعل
- به التهاب در آوردنبه اِلتِهاب دَر آوَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرخ کردنسُرخ کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ glühen
فعل
- تلفظ
- [ˈɡlyːən]
همهٔ صورتها
- glühetوجه امری، جمع
- geglühtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- glühenمعلوم، مصدر، حال
- glühendمعلوم، participle، حال
- geglühtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- glühمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- glüheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- glühtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- glüheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- glüheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- glühstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- glühestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- glühtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- glüheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- glühenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- glühenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- glühtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- glühetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- glühenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- glühenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- glühteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- glühteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- glühtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- glühtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- glühteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- glühteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- glühtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- glühtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- glühtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- glühtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- glühtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- glühtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها