فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آشنا

تأییدنشده

âšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː]

gewohnt صفت

صفت

  • آشناâšnâ, âšenâ[ʔɒːʃ.nɒː][ʔɒː.ʃe.nɒː](familiar)تأییدنشده

دستور زبانِ gewohnt

صفت

تلفظ
[ɡəˈvoːnt]
همهٔ صورت‌ها
  • gewohnterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohntesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gewohnteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gewohnterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohnteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohnteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gewohntenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Alte Leute sind gewohnt zu arbeiten, junge zu essen.

پیران عادت کار کردن دارند، جوانان عادت خوردن.

Es ist absolut notwendig, dass Sie wie gewohnt pünktlich sind.

مطلقا ضروری است که طبق معمول وقت‌شناس باشید.

Ich habe auch einmal in Hamburg gewohnt.

من هم در هامبورگ زندگی می‌کردم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie ist es gewohnt zu sitzen.

او عادت به نشستن دارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bin so eine Behandlung nicht gewohnt.

من به چنین رفتارهایی عادت نکرده ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Bob ist harte Arbeit gewohnt.

باب به کار سخت عادت کرده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bin es nicht gewohnt, Reden in der Öffentlichkeit zu halten.

من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bin eine solche Behandlung nicht gewohnt.

من به چنین رفتارهایی عادت نکرده ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bin es nicht gewohnt, öffentlich aufzutreten.

من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich habe in Teheran gewohnt.

من در تهران زندگی کردم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5464326), cojiluc (fa #8181259), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9817330), ghasemkiani (fa #907894), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #6090887), Adelpa (fa #13344929), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2407581), manelie (fa #12879045), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #3701478), mahdiye (fa #705039), tatoeba.org
  6. ۶: Tamy (de #6286236), manelie (fa #12879052), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #2140793), ghasemkiani (fa #786279), tatoeba.org
  8. ۸: Sudajaengi (de #1006026), mahdiye (fa #705039), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #2140801), ghasemkiani (fa #786279), tatoeba.org
  10. ۱۰: mhr (de #12241475), kuarash (fa #3797052), tatoeba.org
منابع و مجوزها