فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حفظ کردن

تأییدنشده

hefz kardan[hefz kʰʲæɹ.d̪ǽn]

gewahren فعل

فعل

  • حفظ کردنhefz kardanحِفظ کَردَن[hefz kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ gewahren

فعل

تلفظ
[ɡəˈvaːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gewahrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gewahrendمعلوم، participle، حال
  • gewahrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gewahrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewahreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewahrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gewahreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gewahreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gewahrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gewahrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gewahrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gewahreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gewahrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gewahretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gewahrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gewahrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewahrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gewahrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gewahrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gewahrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gewahrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gewahrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gewahrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gewahrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gewahrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gewahrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

das muss gewahrt bleiben

این باید محفوظ باشد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها