فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تأمین شدن

تأییدنشده

gewährleistet sein
عبارت

عبارت

  • تأمین شدنتأمین شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مطمئن بودنمُطمَئن بودَنتأییدنشده
  • یقین بودنیَقین بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها