فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با تصنع عکس گرفتن

تأییدنشده

gestellte Bilder machen
عبارت

عبارت

  • با تصنع عکس گرفتنبا تَصَنُع عَکس گِرِفتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها