رفتن به محتوابر خلاف قانون
تأییدنشده
gesetzwidrig صفت
صفت
- بر خلاف قانونبَر خَلاف قانونتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نامشروعنامَشروعتأییدنشده
- غیر مجازغِیرِ مُجازتأییدنشده
- مخالف قانونتأییدنشده
دستور زبانِ gesetzwidrig
صفت
- تلفظ
- [ɡəˈzɛt͡sˌviːdʁɪç], [ɡəˈzɛt͡sˌviːdʁɪk]
همهٔ صورتها
- gesetzwidrigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- gesetzwidrigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- gesetzwidrigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- gesetzwidrigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- gesetzwidrigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- gesetzwidrigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- gesetzwidrigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- gesetzwidrigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- gesetzwidrigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- gesetzwidrigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- gesetzwidrigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاعها