فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ورم کرده

تأییدنشده

geschwollen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • ورم کردهوَرَم کردهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باد کردهتأییدنشده

دستور زبانِ geschwollen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ihr Körper ist geschwollen

باد تو تنش افتاده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها