فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کتبی

تأییدنشده

katbi[kʰʲæt̪ʰ.bíː]

geschrieben صفت

صفت

  • کتبیkatbiکُتبی[kʰʲæt̪ʰ.bíː](of, relating or characteristic of writing)تأییدنشده

دستور زبانِ geschrieben

صفت

تلفظ
[ɡəˈʃʁiːbn̩], [ɡəˈʃʁiːbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschriebenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschriebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschriebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschriebeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschriebeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschriebenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschriebenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • geschriebenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geschriebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschriebenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer hat dieses Buch geschrieben?

چه کسی این کتاب را نوشته است؟

Der obige Text ist auf baskisch geschrieben.

متن بالا به زبان باسک نوشته شده است.

Die Mathematik ist das Alphabet, mit dem Gott die Welt geschrieben hat.

ریاضیات الفبایی است که خدا با آن جهان را توصیف کرده است.

Nur wer auch zwischen den Zeilen lesen kann, wird die Magie der geschriebenen Worte spüren.

فقط آنکس که می‌تواند بین سطرها را بخواند، جادوی کلمات نوشته شده را حس خواهد کرد.

übergib ihnen den Artikel als von dir geschrieben

بعنوان مقالهٔ خود تحویلشان بدهی

Wer hat den Brief geschrieben?

چه کسی این نامه را نوشته است؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Hätte ich mehr Zeit gehabt, so hätte ich einen kürzeren Brief geschrieben.

اگر بیشتر وقت داشتم، یک نامهٔ کوتاه‌تر نوشته بودم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Raskolnikow ist der Protagonist des von Dostojewksi geschriebenen Buches „Schuld und Sühne“.

راسکلنیکوف شخصیت اصلی کتاب جنایت و مکافات، نوشته ی داستایوسکی، است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Da dieser Brief zu hastig geschrieben worden war, war er voller Fehler.

این نامه پر از اشتباه است زیرا بسیار با عجله نوشته شده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #340920), cojiluc (fa #12238004), tatoeba.org
  2. ۲: Jens_Odo (de #3749185), cojiluc (fa #6851233), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2436595), cojiluc (fa #12801235), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #10025824), cojiluc (fa #12638792), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Fingerhut (de #928212), mahdiye (fa #823716), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #3042894), cojiluc (fa #7527080), tatoeba.org
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #11806679), mahdiye (fa #1020228), tatoeba.org
  9. ۹: Zaghawa (de #1833012), cojiluc (fa #7956281), tatoeba.org
منابع و مجوزها