فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بزک کرده

تأییدنشده

geschminkte Frau
عبارت

عبارت

  • بزک کردهبَزَک کَردهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زن ماتیک مالیدهزَنِ ماتیک مالیدهتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها