فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مصدوم

تأییدنشده

geschlagen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مصدوممَصدومتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مضروبمَضروبتأییدنشده

دستور زبانِ geschlagen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er hat mich aus Versehen geschlagen.

او اشتباها مرا زد.

er weiß, was die Glocken geschlagen haben

او می داند که کلاهش پس معرکه است

Ken hat mich im Schach geschlagen.

کن من را در شطرنج برد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Stelle, auf die geschlagen wurde

جای ضرب دیده

seine Stunde hat geschlagen

آجل اش سر رسیده است

Ken hat mich beim Schach geschlagen.

کن من را در شطرنج برد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er ist mit Blindheit geschlagen

دلش کور است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pullnosemans (de #4403619), cojiluc (fa #7306037), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2418601), kuarash (fa #3842653), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Robroy (de #413978), kuarash (fa #3842653), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها