فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهر

mâher[mɒː.ɦeɹ]

geschickt صفت

صفت

  • ماهرmâherماهِر[mɒː.ɦeɹ](possessing skill, skilled)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرزferzفِرز(quick and light in movement or action)تأییدنشده
  • زیرکzirakزیرَک[ziː.ɹǽkʰʲ](quick-witted and alert)تأییدنشده
  • چابکčâbokچابُک[t͡ʃʰɒː.bókʰʲ](skillful)(quick and light in movement or action)تأییدنشده
  • حاذقhâzeqحاذِق[hɒː.ˈzeɢ̥]تأییدنشده
  • زبردستزِبَردَستتأییدنشده
  • با استادیبا اُستادیتأییدنشده

دستور زبانِ geschickt

صفت

تلفظ
[ɡəˈʃɪkt]
همهٔ صورت‌ها
  • geschickterصفت تفضیلی
  • am geschicktestenصفت عالی
  • geschickterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschicktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschicktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschicktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschicktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschicktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschicktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschicktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • geschickteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • geschickteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • geschickterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschickteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • geschicktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geschicktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschickteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • geschicktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • geschicktererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geschicktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geschickteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • geschicktereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geschicktererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geschicktererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • geschickteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geschicktererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geschickteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • geschickterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • geschicktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • geschickteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • geschicktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • geschicktereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • geschickterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • geschicktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • geschickterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • geschicktererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • geschicktereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • geschickteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geschickterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • geschickterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • geschicktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • geschickteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • geschickterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • geschicktesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • geschicktesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • geschicktesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • geschicktestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • geschicktestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Einer der verhängnisvollsten Irrtümer ist es, geschickte Redner für ebenso geschickte Politiker zu halten.

یک خطای مهلک این است که سخنوران زبردست را سیاستمداران زبردست فرض کرد.

Ich habe das Paket per Luftpost geschickt.

من بسته را با پست هوایی فرستادم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Meine Eltern haben mir eine Postkarte geschickt.

والدینم برایم کارت پستال فرستادند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Eine gute alte Bekannte hat mir einen Brief geschickt.

یک آشنای قدیمی به من یک نامه فرستاد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ein guter alter Bekannter hat mir einen Brief geschickt.

یک آشنای قدیمی به من یک نامه فرستاد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

geschickt klettert er den Baum hoch

تیز و بز از درخت رفت بالا

Hast du das Paket bekommen, das ich dir geschickt habe?

بسته ای که برات فرستادم گرفتی؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #9353692), cojiluc (fa #13122069), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #5301558), manelie (fa #12878292), tatoeba.org
  3. ۳: Luiaard (de #8501598), mahdiye (fa #813128), tatoeba.org
  4. ۴: raggione (de #5683783), manelie (fa #12198422), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #5683778), manelie (fa #12198422), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Yorwba (de #10903508), ismaximum (fa #2163076), tatoeba.org
منابع و مجوزها