پشیمان شدن
تأییدنشده
pašimân šodan[pʰæ.ʃiː.mɒ́ːn ʃo.d̪æn]
gereuen فعل
فعل
- پشیمان شدنpašimân šodanپَشیمان شُدَن[pʰæ.ʃiː.mɒ́ːn ʃo.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ gereuen
فعل
- تلفظ
- [ɡəˈʁɔɪ̯ən]
همهٔ صورتها
- gereutparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- gereuenمعلوم، مصدر، حال
- gereuendمعلوم، participle، حال
- gereutparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- gereuمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gereueمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gereutمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gereuetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gereueمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- gereueمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gereustمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- gereuestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- gereuestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gereutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- gereuetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- gereueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gereuenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- gereuenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- gereutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- gereuetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- gereuetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- gereuenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- gereuenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gereuteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gereueteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gereuteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gereueteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gereutestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gereuetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gereutestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gereuetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gereuteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gereueteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gereuteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gereueteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gereutenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- gereuetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- gereutenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- gereuetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- gereutetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gereuetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gereutetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- gereuetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- gereutenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gereuetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gereutenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gereuetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
sich des Übels gereuen
از بلا پشیمان شدن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها