فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دباغی کردن

تأییدنشده

gerben فعل

فعل

  • دباغی کردندَباغی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دباغیدَباغی(to turn animal hide into leather)تأییدنشده

دستور زبانِ gerben

فعل

تلفظ
[ˈɡɛʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegerbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gerbendمعلوم، participle، حال
  • gegerbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gerbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gerbeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gerbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gerbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gerbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gerbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gerbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gerbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gerbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gerbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gerbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gerbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gerbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gerbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gerbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gerbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gerbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gerbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gerbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gerbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gerbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gerbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gerbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها