فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آجری

تأییدنشده

gepflastert صفت

صفت

  • آجریآجُری(pflastern)تأییدنشده

دستور زبانِ gepflastert

صفت

تلفظ
[ɡəˈp͡flastɐt]
همهٔ صورت‌ها
  • gepflasterterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflastertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gepflastertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflastertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gepflastertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflastertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gepflastertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflastertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gepflasterteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gepflasterteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflasterteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflasterteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflasterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflasterteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gepflastertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gepflasterterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflasterteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gepflastertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gepflastertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflasterteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gepflastertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Die Normalität ist eine gepflasterte Straße; man kann gut darauf gehen - doch es wachsen keine Blumen auf ihr.

متعارف بودن یک خیابان سنگ فرش شده است؛ خوب می‌توان روی آن راه رفت، اما هیچ گلی روی آن رشد نمی‌کند.

Der Weg nach Auschwitz war mit Gleichgültigkeit gepflastert.

راه به آوشویتس با بی تفاوتی سنگفرش شده بود.

Der Weg in die Hölle ist mit guten Vorsätzen gepflastert.

راه جهنم با نیت‌های خوب سنگفرش شده است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2277329), cojiluc (fa #13121207), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1585411), cojiluc (fa #12762540), tatoeba.org
  3. ۳: jakov (de #714609), cojiluc (fa #7496151), tatoeba.org
منابع و مجوزها