مشغول
mašġul[mæʃ.ɢúːl̥]
صفت
- مشغول
دستور زبانِ genutzt
صفت
مثالها
Tom behauptete nichts davon zu wissen, dass sein Strandhaus für illegale Aktivitäten genutzt worden war.
تام ادعا کرد که نمیدانسته خانهی ساحلی اش برای فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشده است.