بسه
۱Es genügt nicht, Gutes zu tun, man muss es auch gut machen.
کافی نیست خوبی انجام داد، باید به خوبی هم انجام داد.
شبهجمله
- بسه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بس است
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۱Es genügt nicht, Gutes zu tun, man muss es auch gut machen.
کافی نیست خوبی انجام داد، باید به خوبی هم انجام داد.
۲Um klar zu sehen, genügt oft ein Wechsel der Blickrichtung.
برای واضح دیدن، یک تغییر در جهت نگاه کافیست.
۳Ein Tag genügt, um festzustellen, dass ein Mensch böse ist; man braucht ein Leben, um festzustellen, dass er gut ist.
برای واقف شدن به اینکه یک آدم بدجنس است یک روز کافیست؛ برای واقف شدن به اینکه او خوب است، یک عمر لازم است.
۴Es genügt nicht, eine Idee zu haben, man muss auch erkennen, ob sie gut ist.
داشتن یک ایده کافی نیست، بلکه باید خوب بودن آن را نیز تشخیص داد.
۵Dem klugen Kopf genügt ein Wort.
عاقل را اشاره کافیست.
۶Ich habe einen sehr einfachen Geschmack. Mir genügt immer das Beste.
من سادهترین سلیقهها را دارم. من همیشه با بهترینها راضی میشوم.