فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را اسکورت کردن

تأییدنشده

geleiten فعل

فعل

  • کسی را اسکورت کردنکِسی را اِسکورت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بدرقه کردنبَدرَقه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ geleiten

فعل

تلفظ
[ɡəˈlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • geleitendمعلوم، participle، حال
  • geleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • geleiteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geleitمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geleitetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • geleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • geleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • geleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • geleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • geleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • geleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • geleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • geleiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • geleiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • geleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • geleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • geleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • geleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geleitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • geleitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • geleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • geleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • geleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • geleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها