فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

امساک کردن

تأییدنشده

geizen فعل

فعل

  • امساک کردناِمساک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ geizen

فعل

تلفظ
[ˈɡaɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegeiztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • geizendمعلوم، participle، حال
  • gegeiztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • geizمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geizeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geiztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • geizeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • geizeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • geiztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • geizestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • geiztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • geizeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • geiztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • geizetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • geizteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • geizteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • geiztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • geiztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • geizteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • geizteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geiztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • geiztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • geiztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • geiztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • geiztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • geiztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها