فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اطاعت کردن

etâ'at kardan

gehorchen فعل

فعل

  • اطاعت کردنetâ'at kardanاِطاعَت کَردَن(to do as ordered by)(obey)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرمان بردار بودنفَرمان بَردار بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ gehorchen

فعل

تلفظ
[ɡəˈhɔʁçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehorchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gehorchendمعلوم، participle، حال
  • gehorchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gehorchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehorcheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehorchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehorcheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gehorcheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gehorchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gehorchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gehorchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gehorcheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gehorchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gehorchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gehorchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gehorchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gehorchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gehorchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gehorchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gehorchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gehorchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gehorchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gehorchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gehorchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gehorchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gehorchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer befehlen will, muss auch gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد، باید فرمان‌برداری هم بیاموزد.

Nur wer gehorchen kann, darf später auch befehlen.

فقط کسی که می‌تواند فرمان‌برداری کند، اجازه دارد بعدا فرمان دهد.

Wer befehlen will, muss gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد باید اطاعت کردن بیاموزد.

Wer befehlen will, muss gehorchen lernen.

کسی که می‌خواهد فرمان دهد باید فرمان‌برداری بیاموزد.

sie gehorchen ihm

از او فرمان می برند

seine Finger gehorchten ihm nicht mehr

انگشتهایش دیگر به اختیارش نبودند

jem. folgen, gehorchen

مطیع کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5401777), cojiluc (fa #6927081), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1139111), cojiluc (fa #6927085), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1918896), cojiluc (fa #6927073), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1918896), cojiluc (fa #6927075), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها