فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فسردن

تأییدنشده

gefrieren فعل

فعل

  • فسردن(to become solid due to low temperature)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منجمد شدنمُنجَمِد شُدَنتأییدنشده
  • یخ زدنyax zadanیَخ زَدَن[jæx zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ gefrieren

فعل

تلفظ
[ɡəˈfʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefrorenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gefrierenمعلوم، مصدر، حال
  • gefrierendمعلوم، participle، حال
  • gefrorenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gefrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gefriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gefriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gefrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gefrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gefriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gefriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gefrierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • gefrierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gefriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gefrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gefrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • gefrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gefrorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gefröreمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrorstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gefrörestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrörstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrorمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gefröreمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gefrorenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gefrörenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrortمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gefröretمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrörtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gefrorenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gefrörenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wasser gefriert bei 0°C.

آب در صفر درجهٔ سانتیگراد یخ می‌زند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #906141), cojiluc (fa #8102481), tatoeba.org
منابع و مجوزها