فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوهستانی

gebirgig صفت

صفت

  • کوهستانیکوهِستانی(having many mountains)

دستور زبانِ gebirgig

صفت

تلفظ
[ɡəˈbɪʁɡɪç], [ɡəˈbɪʁɡɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • gebirgigerصفت تفضیلی
  • am gebirgigstenصفت عالی
  • gebirgigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebirgigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebirgigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebirgigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • gebirgigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • gebirgigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • gebirgigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gebirgigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • gebirgigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • gebirgigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gebirgigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • gebirgigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • gebirgigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • gebirgigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • gebirgigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • gebirgigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • gebirgigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gebirgigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • gebirgigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gebirgigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • gebirgigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • gebirgigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • gebirgigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • gebirgigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • gebirgigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • gebirgigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • gebirgigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Äthiopien ist ein sehr gebirgiges Land.

اتیوپی یک سرزمین بسیار کوهستانی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #10600988), cojiluc (fa #13124971), tatoeba.org
منابع و مجوزها