واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

اصلا

تأییدنشده

aslan, aslâ[ʔǽs.læn]

gar
قید

نمونه با gar

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Besser eine schiefe Nase als gar keine.

یک دماغ کج بهتر از اصلا نداشتن آن است.

قید

  • اصلاaslan, aslâ[ʔǽs.læn](to the slightest degree, in any way)تأییدنشده

صفت

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • آمادهâmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • تیارteyyâr[t̪ʰej.jɒ́ːɹ](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • رو به راه(prepared for immediate action or use)تأییدنشده

گونهٔ دستوری ناشناخته

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • حاضرحاضِر(gekocht)تأییدنشده
  • پختهپُخته(gekocht)تأییدنشده

دستور زبان gar

صفت

خوانش
[ɡaːɐ̯]
همهٔ ریخت‌ها
  • garصفت ساده
  • garerصفت برتر
  • am garstenصفت برترین
  • garerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gareمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • garenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • garemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • garesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • gareحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • gareمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gareمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gareخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • gareحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • garenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • garerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • gareمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • garesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • garenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • garenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • garenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • garenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • gareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • garesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • garenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • garererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • garereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • gareresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • garereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • gareremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gareremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • gareresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • garereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • garererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • garereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • gareresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • garerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • garerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • garerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • garerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • garereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • gareresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • garerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • garsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • garstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • garstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • garsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • garsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • garsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • garstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • garstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • garstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • garstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • garstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Du gibst dir gar keine Mühe!

تو تلاش نمی کنی!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Er ist ganz und gar kein Dummkopf.

او اصلا احمق نیست.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Besser spät als gar nicht.

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Sie haben gar nicht bemerkt, dass ich nicht da war.

آنها خبر نداشتند که من آنجا نیستم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶das gehört ganz und gar mir

همه اش مال من است

تأییدنشده

۷Man soll nichts des günstigen Preises wegen kaufen, was man gar nicht haben will.

هرگز چیزی که نمی‌خواهید را به خاطر اینکه ارزان است نخرید.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸Bist du denn gar nicht neugierig?

آیا تو حتی کنجکاو نیستی؟

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۹Sie geben sich gar keine Mühe!

تو تلاش نمی کنی!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰das kann man gar nicht sagen

که نگو

تأییدنشده

۱۱Lieber spät, als gar nicht.

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #4672034), cojiluc (fa #6974368), Tatoeba
  2. ۲: Waldelfe (de #12551924), AsliAbbasi (fa #1757149), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1606275), ghasemkiani (fa #912539), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2144664), cojiluc (fa #6831672), Tatoeba
  5. ۵: Zephyr (de #10653033), ghasemkiani (fa #1888877), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #10011914), cojiluc (fa #12160329), Tatoeba
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #5711590), AsliAbbasi (fa #3738605), Tatoeba
  9. ۹: Waldelfe (de #12551926), AsliAbbasi (fa #1757149), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: Vortarulo (de #2265217), cojiluc (fa #6831672), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها