فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ولگردی کردن

تأییدنشده

gammeln فعل

فعل

  • ولگردی کردنوِلگَردی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ gammeln

فعل

تلفظ
[ˈɡaml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gegammeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gammelndمعلوم، participle، حال
  • gegammeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gammleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gammelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gammeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gammeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gammleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gammelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gammeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gammeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gammleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gammelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gammelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gammlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gammeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gammeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gammleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gammeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gammeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gammletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gammelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gammelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gammeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gammeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gammelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gammelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gammeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gammeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gammeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gammeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gammeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gammeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها