فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با تاخت رفتن

تأییدنشده

galoppieren فعل

فعل

  • با تاخت رفتنبا تاخت رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چهار نعل تاختنچَهار نَعل تاختَنتأییدنشده
  • یورتمه رفتنیورتِمه رَفتَنتأییدنشده
  • تاختنtâxtanتاختَن[t̪ʰɒːx.t̪ʰǽn](to ride at a galloping pace)تأییدنشده
  • چهارنعل رفتن(to ride at a galloping pace)تأییدنشده

دستور زبانِ galoppieren

فعل

تلفظ
[ɡalɔˈpiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • galoppiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • galoppierenمعلوم، مصدر، حال
  • galoppierendمعلوم، participle، حال
  • galoppiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • galoppierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • galoppiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • galoppiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • galoppiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • galoppiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • galoppierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • galoppierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • galoppiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • galoppiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • galoppierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • galoppierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • galoppiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • galoppieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • galoppierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • galoppierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • galoppierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • galoppierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • galoppiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • galoppiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • galoppierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • galoppierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • galoppiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • galoppiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • galoppiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • galoppiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • galoppiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • galoppiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

die Inflation galoppiert in den Städten

تورم در شهرها بی داد می کند

منابع و ارجاع‌ها