فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بربر نگاه کردن

تأییدنشده

gaffen فعل

فعل

  • بربر نگاه کردنبِربِر نِگاه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زل زدنzol zadanزُل زَدَن[zól̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده
  • سرک کشیدنسَرک کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ gaffen

فعل

تلفظ
[ˈɡafn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gegafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gaffendمعلوم، participle، حال
  • gegafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • gaffمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gaffeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gafftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gaffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • gaffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gaffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gaffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • gafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gaffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gaffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • gaffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gaffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gaffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gaffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gafftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gafftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • gafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها