رفتن به محتوابربر نگاه کردن
تأییدنشده
gaffen فعل
فعل
- بربر نگاه کردنبِربِر نِگاه کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زل زدنzol zadanزُل زَدَن[zól̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده
- سرک کشیدنسَرک کِشیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ gaffen
فعل
- تلفظ
- [ˈɡafn̩]
همهٔ صورتها
- gegafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- gaffendمعلوم، participle، حال
- gegafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- gaffمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gaffeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gafftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gaffeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- gaffeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gaffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- gaffestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- gafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- gaffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- gaffetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- gaffteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gaffteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gaffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gaffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- gafftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- gafftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- gafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- gafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها