فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ادغام شدن

تأییدنشده

fusionieren فعل

فعل

  • ادغام شدناِدِغام شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ملحق شدنمُلحَق شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ fusionieren

فعل

تلفظ
[fuzi̯oˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • fusioniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fusionierendمعلوم، participle، حال
  • fusioniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fusionierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fusioniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fusioniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fusioniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fusioniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fusionierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fusionierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fusioniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fusioniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fusioniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fusionieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fusionierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fusionierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fusioniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fusioniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fusionierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fusionierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fusioniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fusioniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fusioniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fusioniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fusioniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fusioniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها