رفتن به محتواادغام شدن
تأییدنشده
fusionieren فعل
فعل
- ادغام شدناِدِغام شُدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ملحق شدنمُلحَق شُدَنتأییدنشده
دستور زبانِ fusionieren
فعل
- تلفظ
- [fuzi̯oˈniːʁən]
همهٔ صورتها
- fusioniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- fusionierendمعلوم، participle، حال
- fusioniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fusionierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fusioniereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fusioniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fusioniereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- fusioniereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fusionierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- fusionierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fusioniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- fusioniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fusioniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- fusionieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- fusionierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fusionierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fusioniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fusioniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fusionierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fusionierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fusioniertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- fusioniertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- fusioniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fusioniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fusioniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fusioniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها