رفتن به محتوادستها را در هوا پیچ و خم زدن
تأییدنشده
fuchteln فعل
فعل
- دستها را در هوا پیچ و خم زدندَستها را دَر هَوا پیچ و خَم زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ fuchteln
فعل
- تلفظ
- [ˈfʊxtl̩n]
همهٔ صورتها
- gefuchteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- fuchtelndمعلوم، participle، حال
- gefuchteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fuchtleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fuchtelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fuchteleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fuchteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fuchtleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- fuchtelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- fuchteleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- fuchteleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fuchtleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fuchtelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- fuchtelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fuchtlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fuchteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- fuchteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fuchtleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fuchteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- fuchteltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- fuchtletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- fuchtelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fuchtelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fuchteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fuchteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fuchtelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fuchtelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fuchteltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- fuchteltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- fuchteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fuchteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fuchteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fuchteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fuchtelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- fuchteletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها