فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستها را در هوا پیچ و خم زدن

تأییدنشده

fuchteln فعل

فعل

  • دستها را در هوا پیچ و خم زدندَستها را دَر هَوا پیچ و خَم زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ fuchteln

فعل

تلفظ
[ˈfʊxtl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gefuchteltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fuchtelndمعلوم، participle، حال
  • gefuchteltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fuchtleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fuchtelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fuchteleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fuchteltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fuchtleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fuchtelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fuchteleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fuchteleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fuchtleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fuchtelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fuchtelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fuchtlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fuchteltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fuchteleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fuchtleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fuchteltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fuchteltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fuchtletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fuchtelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fuchtelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fuchteltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fuchteltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fuchtelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fuchtelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fuchteltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fuchteltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fuchteltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fuchteltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fuchteltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fuchteltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fuchtelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • fuchteletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها