رفتن به محتوادر روغن پختن
تأییدنشده
frittieren فعل
فعل
- در روغن پختندَر روغَن پُختَنتأییدنشده
دستور زبانِ frittieren
فعل
- تلفظ
- [fʁɪˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- frittiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- frittierenمعلوم، مصدر، حال
- frittierendمعلوم، participle، حال
- frittiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- frittierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- frittiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- frittiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- frittiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- frittiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- frittierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- frittierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- frittiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- frittiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- frittierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- frittierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- frittiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- frittieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- frittierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- frittierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- frittierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- frittierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- frittiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- frittiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- frittierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- frittierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- frittiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- frittiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- frittiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- frittiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- frittiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- frittiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها