فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تازه

tâze[t̪ʰɒː.zé]

frisch صفت

صفت

  • تازهtâze[t̪ʰɒː.zé]((of food) not dried, frozen, or spoiled)(newly produced or obtained)(refreshing or cool)(fresh)(having happened a short while ago)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سبز و خرمسَبز و خُرَمتأییدنشده

دستور زبانِ frisch

صفت

تلفظ
[fʁɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • frischerصفت تفضیلی
  • am frischestenصفت عالی
  • am frischstenصفت عالی
  • frischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • frischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • frischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • frischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • frischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • frischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • frischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • frischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • frischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • frischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • frischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • frischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • frischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • frischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • frischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • frischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • frischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • frischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • frischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • frischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • frischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • frischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • frischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • frischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • frischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • frischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • frischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • frischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • frischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • frischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • frischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • frischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • frischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • frischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • frischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • frischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • frischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • frischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • frischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • frischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • frischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • frischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • frischesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • frischesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • frischesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • frischestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • frischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • frischestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • frischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • frischestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • frischestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • frischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese Zitronen sind frisch.

این لیموها تازه هستند.

Frische Luft ist sehr gesund.

هوای تازه بسیار سالم است.

Ich mag frische Luft.

من هوای تازه دوست دارم.

Ich habe frisches Brot gekauft.

من نان تازه خریدم.

Iss den Fisch, solange er frisch ist; verheirate die Tochter, solange sie jung ist.

ماهی را مادامی که تازه است بخور، با دختر مادامی که جوان است ازدواج کن.

Frische Fische, gute Fische.

ماهی تازه ماهی خوب.

Frisches Gemüse enthält viel Nährstoffe.

سبزی‌های تازه حاوی مواد مغذی بسیار هستند.

Eine Rose ist frischer als Knospe als voll aufgeblüht.

یک رز به صورت غنچه تازه‌تر از رز کاملا شکفته است.

die frische Luft hat mich nüchtern gemacht

هوای خنک مرا از مستی بدر آورد

Vorsicht! Frisch gestrichen!

احتیاط! نقاشی خیس

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Vortarulo (de #1777501), cojiluc (fa #12531051), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1816398), cojiluc (fa #7789393), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #757191), cojiluc (fa #12492812), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #914133), cojiluc (fa #7261424), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #5272866), cojiluc (fa #10744822), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1860084), cojiluc (fa #7261422), tatoeba.org
  7. ۷: bonny37 (de #4724715), cojiluc (fa #6975282), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #693850), cojiluc (fa #8167567), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: raggione (de #2600876), manelie (fa #12876097), tatoeba.org
منابع و مجوزها