فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صلح دوست

تأییدنشده

friedliebend صفت

صفت

  • صلح دوستصُلح دوستتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مسالمت آمیزمُسالَمَت آمیزتأییدنشده

دستور زبانِ friedliebend

صفت

تلفظ
[ˈfʁiːtˌliːbn̩t]
همهٔ صورت‌ها
  • friedliebenderصفت تفضیلی
  • am friedliebendstenصفت عالی
  • friedliebenderمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • friedliebendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • friedliebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • friedliebendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • friedliebendeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • friedliebenderمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • friedliebendenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • friedliebendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • friedliebendenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • friedliebendererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderesصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • friedliebenderemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • friedliebenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • friedliebenderesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • friedliebendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • friedliebendereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • friedliebenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • friedliebenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • friedliebendererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • friedliebendereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • friedliebenderesصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • friedliebenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • friedliebenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • friedliebenderesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • friedliebenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • friedliebendsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • friedliebendsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • friedliebendsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • friedliebendstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Wir sind ein friedliebendes Volk.

ما ملت صلح دوستی هستیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2251486), AsliAbbasi (fa #2095045), tatoeba.org
منابع و مجوزها