رفتن به محتوارخصت دادن
تأییدنشده
freigeben فعل
فعل
- رخصت دادنرُخصَت دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آزاد کردنâzâd kardanآزاد کَردَن[ʔɒː.zɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
- مرخص کردنمُرَخص کَردَنتأییدنشده
- خلاص دادنخَلاص دادَنتأییدنشده
- مرخصی دادنمُرَخَصی دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ freigeben
فعل
- تلفظ
- [ˈfʁaɪ̯ˌɡeːbn̩], [ˈfʁaɪ̯ˌɡeːbm̩]
همهٔ صورتها
- freigegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- freizugebenمعلوم، extended، مصدر
- freigebendمعلوم، participle، حال
- freigegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- freizugebendergerundive، participle
- gib freiمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- gebt freiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- gebe freiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- gebe freiمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- freigebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- freigebeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gibst freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- gebest freiمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- freigibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- freigebestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gibt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- gebe freiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- freigibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- freigebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- geben freiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- geben freiمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- gebt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- gebet freiمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- freigebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- freigebetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geben freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- geben freiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- gab freiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- gäbe freiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- freigabمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- freigäbeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gabst freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- gäbest freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- gäbst freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- freigabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- freigäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- freigäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gab freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- gäbe freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- freigabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- freigäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gaben freiمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- gäben freiمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- freigabenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- freigäbenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gabt freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- gäbet freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- gäbt freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- freigabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- freigäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- freigäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gaben freiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- gäben freiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- freigabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- freigäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- freizugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- freizugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- freizugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- freizugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- freizugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
- freizugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- freizugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- freizugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- freizugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- freizugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- freizugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- freizugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- freizugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- freizugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها